داستان هدیه سال نو اثر ویلیام سیدنی پورتریک دلار و هشتاد و هفت سنت. همهاش همین بود ـ و شصت سنت آن هم سکههای یک سنتی بود؛ سکههایی که طی مدت درازی یک سنت و دو سنت درنتیجه چانه زدن با بقال و سبزیفروش و قصاب گرد هم آمده بود؛ سکههایی که با تحمل حرفهای کنایهآمیز فروشندهها و تهمتهای آنها به خست و دنائت و ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت ۳:۱۴ ب.ظ  توسط اسفندیار
|
|